ابن عباس مى گويد: روزى عمر در زمان خلافتش براى اداى فريضه صبح به مسجد آمد ديد كسى در محراب خوابيده است ، عمر به غلام خود گفت : او را براى نماز خواندن بيدار كن ، غلام پيش رفت ، ديد لباس زنانه به تن دارد، تصور كرد زنى از انصار است او را حركت داد، ولى حركت نكرد، معلوم شد مردى است در لباس زنان كه سرش بريده شده است ................
بقیه در ادامه مطلب
عاشقان مهدی موعود(عج).....افسران جنگ نرم...
ما را در سایت عاشقان مهدی موعود(عج).....افسران جنگ نرم دنبال میکنید